با اومدن کرونا، سفر کردن هم جز فعالیتهای پر خطر شد و من نمیتونستم این حجم از کار و کلاسهای آموزشی رو بدون استراحت دادن به ذهنم ادامه بدم. باید جایگزینی برای سفر پیدا میکردم. فعالیتی که افکارم رو منظم کنه و بتونم انرژی لازم رو برای ادامهی مسیر ازش بگیرم.
تصمیم گرفتم هر شب پیادهروی کنم اما کافی نبود. بعد از مدتی به فکرم رسید که کوهپیمایی و کوهنوردی رو امتحان کنم. از مسیرهای ساده مثل درکه و دربند شروع کردم و بعد از کسب آمادگی به قلههای توچال، کلکچال، چین کلاغ، دارآباد و... رفتم. برای من که مدت طولانی تحرک و ورزش نداشتم شروع این مسیر کمی سخت بود که با تمرین و ممارست ممکن شد.

کوهنوردی بر روی جنبههای مختلف زندگی من تاثیر داشت. برای مثال ابتدای سال 99 به دلیل تغییرات ناگهانی و قرنطینه ساعت خوابم بهم ریخته بود. نمیتونستم زودتر از ساعت 3 صبح بخوابم اما بعد از شروع کوهنوردی نه تنها ساعت خوابم رو تنظیم کرد که در مدت 4 ماه 8 کیلو از اضافه وزنم رو هم کم کرده بودم.
این ورزش ذهنم رو آزاد میکرد و تمام فشار و خستگی کار رو میگرفت. به همین دلیل رهاش نکردم، کمکم تجهیزاتم رو کامل کردم و تجربهی بیشتری بدست آوردم تا برای مسیرهای طولانیتر و قلههای مرتفعتر آماده بشم. هر بار که از کوهنوردی برمیگردم برای نوبت بعدی لحظه شماری میکنم. شاید اگر کرونا پیش نیومده بود من هیچوقت تو این مسیر قدم نمیذاشتم.
خلاصه اینکه بحران مانع رشد من بشد. این ویروس در کنار تمام بدیهایی که داشت این موضوع رو به خوبی به من یادآورد شد که این چند دههی کوتاه و سریع تمام شونده رو سخت نگیرم و از اونچه که اکنون دارم لذت ببرم. من هم مثل خیلیها میتونستم از اوضاع اقتصادی، از این بحران شاکی باشم، خودم رو ببازم یا به امید تموم شدنش بشینم اما چه فایدهای داشت؟ نذاشتم این شرایط مانع رشدم بشه.

اگر خدا بخواد و عمری باقی باشه، مطالب این بخش ادامه پیدا میکنه و اتفاقات بعدی رو هم براتون مینویسم. امیدوارم این مطالب براتون مفید بوده باشه، همیشه سلامت باشید، دل خودتون و خانوادتون خوش باشه و سفرتون پر از رزق و روزی.
اوژن استوار